تبلیغات
پرتال امام خمینی (س) - بدون هیچ مبالغه ای حاج احمدآقا موتور انقلاب بود
پرتال امام خمینی (س)

بدون هیچ مبالغه ای حاج احمدآقا موتور انقلاب بود

یکشنبه 11 تیر 1391

نویسنده: امام خمینی |


جلسه نقد و بررسی کتاب "خاطرات سیاسی و اجتماعی دکتر صادق طباطبایی" که در سه جلد از سوی موسسه تنظیمونشرآثار امام خمینی منتشر شده است روز چهارشنبه هفتم تیر در تالار شهید آیت الله مصطفی خمینی پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی برگزار گردید.


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، جلسه نقد و بررسی کتاب "خاطرات سیاسی و اجتماعی دکتر صادق طباطبایی" که در سه جلد از سوی موسسه تنظیمونشرآثار امام خمینی منتشر شده است روز چهارشنبه هفتم تیر با حضور نویسنده کتاب و دکتر صادق زیباکلام استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران و دکتر محمد جواد مرادی نیا مدیر گروه تاریخ معاونت پژوهشی موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی در تالار شهید آیت الله مصطفی خمینی پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی برگزار گردید.




*توجه به نقش فعالان غیر روحانی در انقلاب


دکتر مرادی نیا مدیر گروه تاریخ معاونت پژوهشی موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی در نقد و بررسی این اثر گفت: نکته ی مهمی که در رابطه کتاب آقای طباطبایی وجود دارد این است که عمده مطالب کتاب ایشان مربوط می شود به فعالان غیر روحانی که در انقلاب اسلامی 57 نقش داشتند. برخلاف عمده کتابهای که در این زمینه منتشر شده و عمدتاً محوریت آنها با اشخاص روحانی حاضر در عرصه مبارزات است و همچنین در این کتاب خاطرات مهمی از فعالیت فعالان سیاسی در خارج از کشور هم ارائه شده که بر اهمیت این کتاب، در میان کتابهای خاطرات مرتبط به انقلاب اسلامی می افزاید. همچنین اشاره این کتاب به فعالیت های دانشجویان مسلمان مبارز خارج از کشور است که در رساندن پیام انقلاب به دنیا و شاناساندن اهداف انقلاب بسیار تلاش نمودند. همین تلاشها باعث اعمال فشار سیاسی و بین المللی بر رژیم شاه می شد و بسیار موثر بود. همانجا که شاه تحت فشار کارتر مجبور می شود که اعلام "فضای باز سیاسی" کند و یا مجبور به پذیرش ناظران بین المللی  برای بازدید از زندانها می شود، ناشی از همین دست تلاش هاست. کتاب تلاش خوبی برای شناساندن این فعالیتها و تلاشها انجام داده است که در نوع خود منحصر به فرد است.



مرادی نیا ادامه داد: مثال پشت پرده اولین مصاحبه امام با رسانه های خارجی علی الخصوص لوموند و سپس فیگارو در اثر همین تلاش ها و فعالیت های دانشجویان فعال ایرانی در خارج از کشور بوده که کتاب به خوبی شرح ماوقع را بیان می دارد.

نکته بعد پیوند خوردن فعالان دانشجویی با روحانیت مبارز است که در این کتاب به آن اشاره شده است که عمدتاً هم این پیوند ها در لبنان اتفاق افتاده است و در جلد دوم این کتاب به خوبی به این مباحث پرداخته شده است. همچنین روایت دست اول از تشییع پیکر مرحوم دکتر شریعتی در لندن و بعد در دمشق و مجالسی که برای ایشان برگزار شد و دیدگاه ضد و نقیضی که در رابطه با مرحوم دکتر شریعتی مطرح بوده است، به خوبی در این کتاب گردآوری شده است.
وی در ادامه اظهار داشت: ویژگی دیگر کتاب تبیین سیر تحولات و تصمیم سازی ها در دوره چهارماهه حضور امام در فرانسه است. در این کتاب، جریانات حاضردر آن جا و افرادی که به نوعی به امام نزدیک بودند و اتفاقات به چه صورت به وقوع می پیوست و اعلامیه ها و اطلاعیه ها به چه صورت منتشر می شد، به روشنی طرح شده است.







*تدفین مرحوم دکتر شریعتی


دکتر صادق زیباکلام در ادامه با اشاره به برخی موارد نظیر اصرار رژیم شاه برای دفن دکتر شریعتی در ایران اظهار داشت: به نظر بهتر بود دکتر طباطبایی این موارد را بیشتر توضیح می دادند. رژیم شاه مدتی پیش از مرگ دکتر شریعتی چاپ مطالبی از ایشان را در روزنامه کیهان شروع کرده بود. دکتر طباطبایی به همراه پسر مرحوم دکتر شریعتی و دیگرانی که نام می برند نمی گذارند جنازه دست رژیم شاه بیافتد و جنازه را به سوریه می فرستند. من دلم می خواست ایشان بیشتر توضیح می دادند. حالا پرسشی از جناب دکتر طباطبایی دارم من تصورم این است که آقای صادق قطب زاده به دلیل ارتباطاتی که با حافظ اسد و رژیم سوریه داشت نقش خیلی بیشتری در آن ماجرا داشته است. البته آقای دکتر طباطبایی اشاره کرده اند ولی نقش قطب زاده خیلی کمرنگ مطرح شده است.


استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران ادامه داد: در بخش هایی نیز توضیحات کافی نیست از جمله در بحث حکومت اسلامی که آیا امام خمینی می خواست حکومت کند یا اینکه حکومت به دلیل تحولات کشور به ایشان تحمیل شد. توضیحات دکتر طباطبایی بسیار ارزشمند است به خاطر اینکه این سخنان فاتحه صدها و هزاران جلد کتابی را که نوشته اند امام خمینی همواره به دنبال تشکیل حکومت بودند می خواند.


دکتر زیباکلام با اشاره به عکس های کتاب افزود: به نظر من دکتر طباطبایی استعداد عجیب عکاسی دارند چون واقعاً عکس ها جذاب هستند اما به دلیل علاقه ویژ ای که همزمان به هنر عکاسی و مرحوم چمران دارند اشتباه فاحشی کرده و در یکی از صفحات عکس مرحوم حمید عنایت را در تظاهرات به عنوان مرحوم چمران معرفی کرده اند.


دکتر زیباکلام ادامه داد: ایشان در بخشی اشاره کرده اند "آمریکا موافقت کرده بود که شاه به شوروی نزدیک شود" این از مواردی است که به نظر من غلط است اگر ایشان فکر می کنند درست است باید بیشتر در مورد آن توضیح دهند و صرف ادعا کافی نیست. ایشان در جای دیگری گفته اند "اگر جبهه ملی و ملی مذهبی ها از قیام 15 خرداد پشتیبانی کرده بودند کار شاه تمام شده بود" در حالی که قیام 15 خرداد یک امر خودجوش بدون سازماندهی و تشکیلات بود و گیرم که جبهه ملی هم اعلامیه می داد و می گفت که ما بازداشت آیت الله خمینی را محکوم می کنیم نمی توانست نتیجه ای در بر داشته باشد.




*نقطه عطف ظهور و رشد جریان های مبارز اسلامی


استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران در تحلیل مبارزات سیاسی پیش از انقلاب ادامه داد: مبارزه ای که در ایران علیه شاه بود در ابتدا عمدتاً توسط دو گروه اصلی حزب توده و چپ ها و جبهه ملی ایران انجام می گرفت و مذهبی ها هم زیر سایه این دو جریان اصلی بودند ولی از یک مرحله ای به بعد مبارزه علیه شاه از انحصار این دو گروه خارج می شد و اسلام گراها مثل بچه ای که رشد می کند خودشان وارد شدند و من خواهشم از دکتر طباطبایی این است که این مرحله را بیشتر توضیح بدهند چون ایشان می توانند. همان بحث فعالیت ها در اروپا که ایشان نیز در مرکز آن جریان قرار دارند خود ایشان شاهد زنده این تحول است.


زیباکلام ادامه داد: دکتر طباطبایی وقتی در سال 40 و 41 به آلمان می روند چون در خانواده سیاسی متولد شده بود به مبارزات سیاسی کشیده می شود و چون در آن مقطع مبارزات توسط چپ ها و ملیون هست سر از کنفدراسیون در می آورد. ایشان در کتاب توضیح می دهند که چگونه از کنفدراسیون خارج شدند و آرام آرام هویت انجمن های اسلامی به وجود آمد ایشان باید این مرحله را خیلی بیشتر توضیح بدهند که انتقال مبارزه در ایران از مارکسیسم به اسلام گرایی چگونه اتفاق افتاد و مرحوم شریعتی، سازمان مجاهدین خلق و خود امام و مرحوم بازرگان چه میزان نقش داشتند؛ ایشان به این موضوع کم پرداخته اند.





*آیا در نقش حاج احمدآقا مبالغه شده است؟


زیباکلام ادامه داد: موضوع دیگری که دکتر طباطبایی سربسته به آن پرداخته اختلافات حاج آقا مصطفی خمینی با عده ای دیگر است که ایشان باید بیشتر باز کند. خیلی ها معتقدند اگر حاج آقا مصطفی زنده می ماند خیلی از امور به شکل دیگری می شد این را من نمی دانم. به نظر من دکتر طباطبایی در جایگاهی هستند که می توانند در این باره اظهار نظر کنند.


این پژوهشگر و صاحب نظر سیاسی افزود: یکی از جاهایی که من با دکتر طباطبایی همراهی نمی کنم قضاوت ایشان درباره حاج احمدآقاست. من فکر نمی کنم حاج احمد آقا آن شخصیت سیاسی بارز پدرشان را به ارث برده باشند بلکه به نظر من حاج احمدآقا چندان سیاسی هم نبود و این نکته را بنی صدر هم فهمیده بود و به همین دلیل می خواست حاج احمدآقا را نخست وزیر کند که امام نگذاشت اما حاج آقا مصطفی را نمی دانم من اطلاعاتی ندارم.


دکتر زیباکلام ادامه داد: جلد سوم خاطرات دکتر طباطبایی ایران دوران انقلاب را بررسی می کند. هر کسی به انقلاب اسلامی به عنوان یک تحول سیاسی علاقمند است باید این سه جلد را بخواند. ایشان در جایی می گویند امام با تشکیل حزب جمهوری اسلامی مخالف بودند اما به خواننده نشان نمی دهند که امام چگونه و چرا مخالف بود و باید مستدل تر مخاطب را مجاب می کرد. در مورد دادگاه های ابتدای انقلاب هم مشخص است که ایشان مخالف هستند اما محافظه کاری کرده و این قضاوت را محکم بیان نکرده است.


دکتر مرادی نیا مدیر گروه تاریخ معاونت پژوهشی موسسه تنظیم و نشر امام خمینی(س) نیز در در ادامه گفت: کتاب هم در مقدمه و هم در نتیجه گیری نکته ای را گفته که به نوعی مبالغه در نقش حاج احمدآقاست، آقای دکتر طباطبایی احمدآقا را موتور انقلاب و امام را سکاندار و مردم را سوخت اتومبیل انقلاب دانسته اند. در اینکه مرحوم حاج احمدآقا فانی در انقلاب و امام شدند  شکی نیست اما اینکه ایشان موتور انقلاب بودند مقداری قابل تامل است و نیاز به استناد دارد. نکته دیگر این است که مطالب بدون سند در کل کتاب فراوان است که پذیرش آنها را سخت می کند البته خود آقای دکتر طباطبایی هم در مقدمه کتاب و هم در این جلسه فرموده اند که مدارک ایشان به سرقت رفته است اما از سوی دیگر در زمینه تاریخ نگاری نیز پذیرش برخی مسائل بدون ارائه سند دشوار است.




*عدم ارائه سند و شواهد ضعف بخش هایی از اثر


دکتر مرادی نیا با اشاره به نقل قول دکتر طباطبایی از مرحوم آیت الله بروجردی به واسطه پدرشان آیت الله سلطانی طباطبایی مبنی بر مخالفت با حکومت روحانیون افزود: این نقل قول جای تامل و توضیح بیشتری دارد. یا ذیل عنوان مهمی چون تفاوت خط مشی حاج آقا مصطفی و حاج احمد آقا که موضوع در عین حال طبیعی اما مهمی است تنها یازده سطر توضیح آمده است و باید توضیح بیشتری داده می شد و تنها به دو نکته ارادت حاج احمدآقا به امام موسی صدر برخلاف برادرشان آقا مصطفی و دوم توجه بیشتر حاج آقا مصطفی به زعامت دینی و مرجعیت امام برخلاف احمدآقا که بیشتر نگاه سیاسی داشت. اینجا بایستی توضیح و استنادات بیشتری ارائه می شد و آقای دکتر دلیل و سند ارائه می کردند که دلایل شان برای مثلاً توجه بیشتر حاج آقا مصطفی به مرجعیت تامه امام بود را ارائه می کردند.


مدیر گروه تاریخ معاونت پژوهشی موسسه تنظیم و نشر امام خمینی(س) ادامه داد: در جای دیگری آقای دکتر طباطبایی در ارتباط با نقش حاج احمدآقا افزایش صدور اطلاعیه ها و اعلامیه ها از مرداد56 تا 14 مهر57 به حضور حاج احمدآقا در کنار امام مربوط دانسته اند و آن را با سیزده سال از سال 43 تا 56 مقایسه کرده اند و تعدادش را برابر دانسته اند یعنی امام در سیزده سال و این چندماه تعداد برابری اعلامیه صادر کرده اند. من نمی گویم حاج احمدآقا نقش نداشته اما سایر مسائل نیز نقش داشته اند من جمله اینکه اساساً روند حوادث تند شد و اصلاً نمی توان سالهای 43 تا 56 را با سال 56 و 57 مقایسه کرد و این یک سال هر روز حادثه و رویداد و کشتار است و نیاز داشته که امام اعلامیه صادر کنند.




*سند مخالفت امام با حزب جمهوری اسلامی


دکتر صادق طباطبایی با اشاره به سخنان دکتر زیباکلام اظهار داشت: در مورد اینکه آقای دکتر در زمینه مخالفت امام با تاسیس حزب جمهوری اسلامی مطالبه سند کردند بزرگترین سند من متن خاطرات آقای هاشمی رفسنجانی که مخالفت امام را گزارش کرده اند و دوم اینکه چرا حزب منحل شد؟ مگر غیر از نظر امام بود که ایشان گفتند حزب را منحل کنید اما این وقایع مربوط به پس از 12 فروردین سال 58 است و در جلدهای بعدی بیان خواهند شد.




*هیچ مبالغه ای در نقش حاج احمدآقا صورت نگرفته


وی درباره نقش حاج احمدآقای خمینی اظهار داشت: من نه تنها اعتقاد ندارم که مبالغه کرده ام بلکه فکر می کنم نقش احمدآقا در انقلاب هنوز به خوبی بازگو نشده است. جایی که من گفته ام احمدآقا موتور انقلاب بودند دوستان اشاره می کنند که علت شتاب حوادث بوده است اما علت شتاب عکس العمل های امام چه بود؟ آیا غیر از احمدآقا بود؟ بنده مدعی هستیم حادثه ای که در تبریز پس از قم اتفاق افتاد اگر احمدآقا نبود اتفاق نمی افتاد، بنده معتقدم اگر احمدآقا نبود چهلم تبریز در یزد اتفاق نمی افتاد و برای آن دلایل دارم. دوستان حق دارند که شواهد بخواهند اما من چند خاطره ذکر کرده ام که مطلب را روشن می کند.


این مبارز و فعال دانشجویی قبل از انقلاب ادامه داد: ما عده ای بودیم که پس از سال 50 دیگر سفارتخانه ها پاسپورتمان را تمدید نمی کردند و ما عملاً امکان بازگشت به ایران را هم نداشتیم. در آن مقطع گهگاه دوستان از تهران می آمدند و ده دوازده نفری از گوشه و کنار جمع می شدیم و با برادری که از تهران می آمد کارها هماهنگ می شد و ما برنامه های آتی مان را می گفتیم و ایشان نیز اخبار و تحلیل ها را از تهران ارائه می کرد و مجموعه هماهنگ می شد. سال 54 آقای صدر حاج سیدجوادی از ایران به فرانکفورت آمدند، آقای یزدی از آمریکا و آقای چمران از لبنان و دوستان دیگر از پاریس آمدند و جلسه که تمام شد آقای حاج سیدجوادی گفتند که من یک نامه از علمای شیراز دارم که باید زود به دست امام برسد و جواب بگیریم و من مامور شدم به نجف بروم. در نامه شش تن از علمای شیراز از امام اجازه خواسته بودند که برای خانواده اعدام شدگان مجاهدین خلق که در حصر و حرج قرار گرفته اند از محل وجوه شرعی حداقلی کمک شود. امضای آخر امضای آقای محلاتی بود. نامه هم بدون پاکت و تنها پنج شش سطر بود. من نامه را به امام رساندم و ایشان چند دقیقه نامه را نگاه می کردند! و بعد گفتند من نمی توانم الان به این نامه جواب بدهم! من سماجت کردم که چرا نه؟ ایشان گفتند این امضای آخر با امضای همیشگی آقای محلاتی فرق دارد و احتمال این است که با آقایان موافق نیست و در رودربایستی نامه را امضا کرده اما به شکلی که من بفهمم مخالف است. بنابراین من باید تحقیق کنم. این که امام از طریق تحقیق کرد نمی دانم اما جواب حداقل سه چهارماه طول کشید و نظیر این کم اتفاق نمی افتاد که امری از امام خواسته می شد و امام باید بررسی می کردند اما با ملحق شدن احمدآقا این مسائل یکی دوساعته حل می شد.




*نقش حاج احمدآقا در تسهیل و سرعت بخشی به مبارزات


دکتر طباطبایی در توضیح نقش حاج احمدآقا در تسهیل ارتباط مبارزان با حضرت امام افزود: علت این امر این بود که زمانی که امام تبعید شد دفتر ایشان زیر نظر آقای پسندیده بود و احمدآقا یک جوان شانزده هفده ساله بودند و ساواک هم که کاملاً کنترل داشت اما در این میان مبارزات سازمان های زیرزمینی شکل گرفته بود و رابط همه اینها کسی جز احمدآقا نبود و این درحالی بود که ساواک ردپایی پیدا نمی کرد یعنی این جوان هوشیاری داشت که این روابط را به این شکل سازماندهی کند. احمدآقا بسیار رفیق باز و لوطی منش بود اما اگر یک مسئله درباره امام پیش می آمد دیگر به هیچ کس رحم نمی کرد و همه چیز را فدای مصلحت امام می کرد و در سراسر شهرستانها و ولایات با روحانیون و نمایندگان امام هم در ارتباط بودند.


وی ادامه داد: احمدآقا با چنین ارتباطاتی به نجف می رود و در اختیار پدر قرار می گیرد و این خبرگیری از ایران را تسهیل می کند. در حالی که دوستانشان را در آلمان و آمریکا و پاکستان و کل اروپا و کویت پراکنده بودند و در برخی موارد مطلبی را از افراد خارج از کشور می خواستند که از ایران تلفنی کسب اطلاع کنند و به نجف گزارش کنند و همه اینها در چند ساعت انجام می شد و اطلاعات مورد نیاز در اختیار امام قرار می گرفت و این مسئله به امام در اشراف به مسائل و تشخیص درست در عکس العمل نشان دادن کمک بسیاری کرد و من معتقدم این عامل شتاب گیری حوادث انقلاب بود و همین را به موتور تعبیر کرده ام.

دکتر طباطبایی در پایان با اشاره به کتاب اقلیم خاطرات اثر خانم دکتر فاطمه طباطبایی عروس حضرت امام خاطر نشان ساخت: اقلیم خاطرات اثر ارزشمندی است که در بسیاری جاها به ویژه مسائل خانوادگی مکمل خاطرات من است.

نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :