تبلیغات
پرتال امام خمینی (س) - آیت الله محمد جواد فاضل لنکرانی: بیت امام، برای نشر دقیق و صحیح افکار و اندیشه های امام(س) اولویت دارد
پرتال امام خمینی (س)

آیت الله محمد جواد فاضل لنکرانی: بیت امام، برای نشر دقیق و صحیح افکار و اندیشه های امام(س) اولویت دارد

یکشنبه 18 تیر 1391

نویسنده: امام خمینی |


آیت الله محمد جواد فاضل لنکرانی به مدت سیزده سال به تدریس خارج و فقه مشغول می باشند. علاوه بر تدریس، به تألیف مقالات علمی و کتب توجه خاص دارند. ایشان دارای اجازه اجتهاد مطلق از سوی والد بزرگوارشان و همچنین دارای مدرک سطح چهار رشته فقه و اصول می باشند.ریاست عالیه مرکز فقهی ائمه اطهار به عنوان اولین مرکز تخصصی فقه و اجتهاد و عضویت در جامعه مدرسین حوزه علمیه قم از جمله مسئولیت های دیگر ایشان است.


 با تشکر از این که محبت کردید و ما را به حضور پذیرفتید و با تبریک اعیاد شعبانیه به حضرتعالی،بفرمایید مسئله انتظار چه تأثیری روی زندگی انسان امروز می تواند داشته باشد و به نوعی انسانی که در زمان معاصر زندگی می کند چگونه  می تواند مسئله انتظار را به عنوان یک جریانعملیدر زندگی خود پیاده کند؟


  بسم الله الرحمن الرحیم

من هم ابتدا تشکر می کنم از لطفی که فرمودید و زحمت کشیدید تشریف آوردید. واقعاً مناسب هست که به نشریاتی که مربوط به امام و بیت امام و حرم امام و حریم امام هست توجه شود که مردم مستقیماً آثار و اندیشه های امام را به صورت خیلی واضح و روشن از این طریق دریافت بکنند و خوب ما معتقدیم که یکی از منابع و مراکز مهمی که در اولویت قرار دارد برای نشر افکار دقیق و صحیح امام، بیت امام رضوان الله تعالی علیه است.


نسبت به این سوالی که فرمودید، خوب بحث انتظار یکی از عناوین کلیدی معرفتی است. یعنی ما اگر بخواهیم بیاییم این را به عنوان یک امر متوسط و یک امر معمولی مطرح کنیم، بسیار اشتباه است؛ بخواهیم این انتظار را در ردیف بقیه مستحبات قرار بدهیم، این هم اشتباه است؛ بگوییم همانطور که اعمال دیگر داریم که مستحب است حالا یکی از مستحبات مسئله انتظار هست، در حالی که اگر ما به مفهوم واقعی انتظار یک مقداری توجه کنیم در همین منابع معرفتیمان، در آیات و روایات و سیره ائمه علیهم السلام، می بینیم که واقعاً انتظار یکی از ضرورت های ایمانی هر مومنی در طول تاریخ بوده است. مثلاً ببینید این آیه شریفه «وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِالذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ﴿۱۰۵-انبیاء» این آیه شریفه آیا فقط دلالت بر این دارد که ما بعد از ذکر که در این آیه شریفه به معنای تورات است، یعنی ما در تورات و هم در زبور نوشتیم که صالحین وارث زمین هستند آیا خداوند تبارک و تعالی فقط به عنوان یک خبر این را در قرآن کریم مطرح می کند یا نه؟ ما می توانیم بگوییم که تمام انبیاء الهی وعده ظهور یک منجی را داده اند. وعده ظهور یک مصلح کل را داده اند. وعده این که یک روزی غایت خلقت تحقق پیدا می کند در روی زمین، بالاخره انبیاء آمده اند به مردم هر کدامشان یک بخشی از دین را ذکر کرده اند، اما به همان امت خودشان هم می گفتند که آن چه که ما می گوییم، اگر شما هم به همه آن عمل کنید، این غایت خلقت نیست؛ این مطلوب نهایی خدای تبارک و تعالی نیست؛ مطلوب نهایی خداوند تبارک و تعالی یک زمانی در روی زمین محقق خواهد شد. ما حالا گاهی اوقات این آیه شریفه «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ»شأن نزول آیه را می آوریم روی این که خداوند رسول خودش را فرستاد با بینات و هدایت ها و معجزات و کتاب و اینها،"لیظهره علی الدین کله"، تا این که دین را برای تمام بشر حالا "کله" را یعنی کل دین یا کل بشر، اختلافی است که مفسرین دارند ولی هر دو نظر مطلوب است. یعنی کل دین برای کل بشر، این در زمان هیچ پیامبری واقع نشده، حتی در زمان خود رسول خدا هم واقع نشده، در زمان ائمه هم واقع نشده، ولی تمام انبیاء از ابتدا به دنبال این هدف بودند. یعنی نتیجه می گیریم یک هدفی بوده تمام انبیاء به دنبال آن بوده اند. یعنی تمام انبیاء جزء منتظرین بوده اند. تمام ائمه ما علیهم السلام خودشان جزء منتظرین بوده اند. خوب یعنی همان طور که انبیاء گذشته بشارت می دادند به نبوت پیامبر ما ختمی مرتبت (صلی الله علیه و آله وسلم) این آن مغز اصلیش بشارت به ظهور حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف بوده است که پیامبر خاتم که می آید از اولاد او که در میان همه انبیاء هم مشخص بوده که آن مصلح کل از میان اولاد پیامبر خاتم هست.


نتیجه این می شود که این مسئله انتظار از عمیق ترین مفاهیم دینی ما است. نمی توانیم بگوییم این انتظار هم مثل همین که انتظار فرج عبادت است یاافضل العبادة انتظار الفرجبگوییم حالا دو رکعت نماز مستحبی، مستحب است، این هم یکی از مستحبات است کنار این مستحب.


برداشت من این است که ایمان بدون انتظار کامل نیست، مومن بدون این که منتظر باشد توجه عمیق به ایمان خودش ندارد. باز یک پرده دیگر این را کنار بزنم، یک وقتی است که انسان می گوید من می خواهم ایمان خودم را حفظ کنم، واجبات و محرمات را رعایت کنم، یک وقت این است، یک وقت می گویم نه، من به عنوان یک مسلمان و مؤمن به دنبال این هستم که مقصود خدای تبارک و تعالی از خلقت آسمان ها و زمین و ارسال رسل و انزال کتب و این ها همه محقق بشود و می شود من چنین روزی را ببینم؟ اگر انسان این فکر را بکند، این انتظار، آن وقت ببینید اصلاً این انسان را دیگر آرام نمی گذارد. انتظاری را که امام خمینی رضوان الله تعالی علیه هم می فرمودند در فرمایشاتشان،همین گونه انتظار است و نه انتظاری که انسان را منزوی کند، انتظاری که انسان را بی اطلاع از آن چه که دارد علیه دین واقع می شود قرار دهد این انتظار نیست. به این جهت می گویند"افضل العبادة انتظار الفرج" ببینید این تعبیری که در کلمات امیرالمؤمنین هست که حضرت فرمود "انتظروا الفرج"، امیرالمؤمنین می فرمود"و لا تیأسوا من رَوح الله"، یعنی خود فرج روح الله است. حالا ممکن است بگوییم رَوح الله اطلاق بر خود حضرت حجت می شود که خیلی ها این را می گوییند و مشهور هم همین را می گویند ولی خود فرج و ظهور رَوح الله است یعنی آن حقیقت اصلی و هدف اصلی خدای تبارک و تعالی آن زمان ظهور است. "فان احب الاعمال الی الله عزوجل، انتظار فرج". خوب این روایت یا مثلاً این روایتی که از امام صادق علیه السلام است: "من مات منتظراً لهذا الامر کان کمن کان مع القائم فی فسطاطه" بعد فرمود"لا بل کان بمنزلة الضارب بین یدی رسول الله بالسیف". کسی که منتظر این فرج باشد این مثل کسی است که با حضرت در خیمه او است بعد فرمود نه بالاتر مثل کسی است که در جلوی رسول خدا دارد جهاد می کند، خوب این کدام انتظار است؟انتظاری که من در خانه خودم بنشینم، کاری نداشته باشم بر سر اسلام چه دارد می آید این انتظار نیست اصلاً، انتظاری که من خبر نداشته باشم بر سر مسلمین چه می آید، انتظاری که من اصلاً بیگانه باشم از این که دشمنان اسلام دارند چه حرکات و تحرکاتی را علیه اسلام می کنند، این اصلاً اسمش انتظار نیست. آن انتظاری که اینقدر ثواب دارد، این است که آدم به دنبال این باشد که دین به نحو کامل برای تمام بشریت محقق شود. این انتظار است که انسان را به دنبال حکومت اسلامی سوق می دهد. خوب ما گروهی را داشتم قبل از انقلاب که این ها معتقد بودند که برای انتظار فرج باید ما فساد را زیاد کنیم تا حضرت ظهور پیدا کند، این یک حرف من به نظرم می رسد این حرف نه فقط یک حرف عوامانه است، یک حرفی است که از ناحیه دشمنان اسلام وارد مسلمین شده و یکی از توطئه هایی که دشمنان اسلام دارند، تحریف این مفاهیم عمیق و ریشه دار است. تحریف کرده اند. انتظاری که همه انبیاء دنبال او بوده اند، از منتظرین بوده اند، خود پیامبر، خود ائمه ما، یعنی انتظار آن ظهور آن دین کلی در کل زمین و کل ارض، انتظار هدایت همه بشریت، انتظار این که جامعه از جهت عقل به نهایت و غایت خودش برسد، انتظار این که فضائل اخلاقی بر جامعه باشد، یکی از شئون مهم انتظار که من می توانم بگویم طبق این بیانی که ما برای انتظار داریم، منتظر مراتب دارد، به مقدار درکش از مفهوم انتظار، مراتب دارد، یک منتظر خود رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم است، او منتظر این است که تمام رسالت انبیاء به بار بنشیند در تمام ابعاد، یک منتظر ائمه معصومین هستند تا می رسیم مرحله بعد امام خمینی بزرگ رضوان الله تعالی علیه است، ایشان یکی از منتظرین است، مراجع از منتظرین هستند، اینها جزء منتظرین هستند حالا تا می رسد به یک طلبه معمولی مثل ما تا می رسد به امثال ما ها که مردم معمولی جامعه هستیم. خوب آن معنای وسیعش این است که دین ما که یک دین جامعی است، تمام ابعاد اخلاقی آن در جامعه محقق شود، ببیند انسان، چرا در زمان ظهور حضرت می گویند اگر یک زن از شرق عالم به غرب عالم برود، کسی متعرض او نمی شود، چرا در آن زمان اصلاً این نزاع ها و این مسائل و این ها وجود ندارد، آن زمان، زمانی است که تکامل اخلاقی است تکامل عقلانی است، تکامل سیاسی است، چرا آن زمان زمانی است که تمام نقاط زمین رویش دارد؟ برای این که گناه کم می شود. بشر به یک حدی رسیده که دیگر اجازه نمی دهد بین خودش و خدا گناه کند، البته یک مواردی هم داریم، افرادی هم گناه می کنند. ولی نوع بشر به این مرحله رسیده اند و اگر بشر گناه نکند، تکوین فعلیت خودش را بروز می دهد. امروزه اگر خیلی از مشکلات در عالم تکوین وجود دارد، مقصرش بشر است، انتظار یعنی این. حالا اسمش را می گذاریممدینه فاضله، اسمش را می گذاریمجامعه پر از عدل و دادمثلاً، که من به نظرم این تعبیری که در روایات آمده"یملأ الله الارض قسطا و عدلاً بعد ما ملئت ظلما و جورا"،این یک برگی از زمان ظهور است. عدالت و قسط یک برگ، دیگر آن موقع ظلم به کسی نمی شود، امکان ندارد که کسی به کسی ظلم کند.




این مواردی که حضرتعالی فرمودید رشد اخلاقی و عقلانی بود،به نظر شما آیا در زمان ظهور رشد عبادی هم اتفاق می افتد؟


 ما می توانیم بگوییم اصلاً بشر تا قبل از زمان ظهور نمی تواند خدا را به درستی عبادت کند، شما ببینید در طول تاریخ یکی از چیزهایی که این متغیر بوده تا رسیده به زمان رسول خدا، بحث عبادت خداست. هیچ قومی مثل مسلمین خدا را نمی توانند عبادت کنند و خدا را عبادت نکرده اند ، و کامل ترین نوع عبادت در زمان ظهور اتفاق می افتد، یعنی همه چیز در مرحله اعلای خودش قرار می گیرد و این همان است که دین دنبالش است. آن هایی که دین را می آیند معنا می کنند در یک معنای شخصیِ فردی، خوب واقعاً بی اطلاع از این مفاهیم هستند.آیا این انتظار که همه انبیاء، همه متدینین در طول تاریخ دنبالش بودند انتظار فقط این بوده که امام زمان علیه السلام ظهور کنند و من فقط دو رکعت نماز بیشتر بخوانم یا نه،برای این بوده که آن ابعاد وسیع دین پیاده شود. این انتظاری که واقعاً انسان را به حرکت وادار می کند، انسان را به تفکر و تدبر در آیات قرآن وارد می کند. انسان را به امر به معروف و نهی از منکر وادار می کند، انسان را به فتح قله های عقلانی و علمی وادار می کند، این انتظار، انتظاری است که که اسلام می گوید و واقعاً اگر ما همین بُعد دین را بیاییم برای مردم بگوییم و اینکه اسلام راجع به انتظار چه می گوید این مردم جذب به اسلام می شوند جذب به دین می شوند.



با توجه به این شرایط به نظر حضرتعالی شخص منتظر چه خصوصیاتی دارد؟

بنده جواب شمار را در قالب روایتی از امام رضا(علیه السلام)عرض می کنم، که روایت مفصلی است و بنده مختصری از آنرا را عرض می کنم؛حضرت فرمود:"انتظار الفرج بالصبر"صبر خیلی مهم است، مأیوس نشود زود، زود نگویدکه آقا همه زحمت های انبیاء بی خود بوده، به نتیجه نرسید، این همه ظلم وجود دارد، صبر باید داشته باشد، و"حسن الصحبة، و حسن الجوار"، در معاشرت با مردم، نیکو رفتار کند، ببینید چرا امام رضا علیه السلام این را مطرح می کند، بحث حسن الصحبة چه ربطی به انتظار دارد، برای این که انسان در اثر این ارتباطات است که می تواند مشکلات را حل کند،می تواند هدایت ها را ایجاد کند، می تواند مؤثر باشد در ایجاد مکرمت های اخلاقی و از بین بردن رذایل اخلاقی. "و بذل المعروف و کفّ الاذاء". خوب آن ها که می آیند می گویند برای انتظار باید فسق و این ها در روی زمین ظلم و جور باید زیاد شود، با این روایت امام هشتم چه می کنند،"و کف الاذاء"، منتظر واقعی آن است که واقعاً هیچ اذیتی نسبت به زن و بچه اش، نسبت به فامیلش، نسبت به همشهری هایش، نسبت به هم نوعش، نمی گوید کف الاذاء نسبت به مسلمان ها، یعنی حتی نسبت به اهل کفر، نسبت به کفار، "و بسط الوجه و النصیحة". البته این ها یک گوشه ایا زخصوصیات است.


عرض کردم که به نظرمن انتظار مراتبی دارد. این خصوصیات را برای عامه مردم فرموده اند. من همین جا مناسب می بینم این نکته را هم اشاره کنم که در بحث انتظار و بحث این که باید بالاخره برای این که آن غایت خلقت محقق شود، عقل می گوید باید یک زمانی دین به نحو کامل برای تمام بشر مطرح شود. شما ببینید این سوال را ما همیشه می توانیم مطرح کنیم. خدا این همه انبیاء را فرستاد، بعد اکثر مردم هم ایمان نیاورند، اکثر مردم هم مسلمان نشوند، اکثر مردم هم قبول نکنند، عالَم هم تمام شود، خوب می گوییم آقا این یک مقداری لغویت لازم می آید، باید یک زمانی باشد که خدا بگوید هدف از تشریع این بوده، هدف از ارسال رسل این بوده، من می خواستم شما مردم به این مرحله برسید، خود عقل اصلاً این که باید یک چنین زمانی باشد خیلی به وضوح دلالت دارد، اما غیر از این، از آیات قران کریم نیز در رابطه با مسئله مهدویت به خوبی استفاده می شود. من تقریباًحدود سی جلسه راجع به آیات مهدویت بحث کردم. واقعاً آیاتی ما داریم در قران کریم که اصلاً اگر روایتی هم نباشد از خود آیه ما می توانیم مسئله مهدویت را استفاده کنیم، علاوه بر این، مسئله مهدویت حدود شش هزار حدیث در بین کتب شیعه و سنی دارد. یعنی احادیث مربوط به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف جزء احادیث متواتر است. هفده نفر از علمای اهل سنت ادعای تواترش را کرده اند، یعنی این نیست که اختصاص به شیعه هم داشته باشد. کتابی است به نام"التوضیح فی تواتر ما جاء فی المنتظَر"کهشوکانینوشته است و او در این کتاب تواتر روایاتی که در مورد حضرت آمده را ثابت می کند. و در تمام روایات هم قبول می کند که این مهدی که می خواهد به عنوان مصلِح باشد و بقیة الله است از اولاد پیامبر است و از سلاله پیامبر است،ابن ابی الحدیددر شرح نهج البلاغه اش در جلد دهم، آن جا می گوید"وقد وقع اتفاق الفرق من المسلمین اجمعین".می گوید تمام مسلمانان اتفاق دارند"علی ان الدنیا و التکلیف لا ینقضی الا علیه"،دنیا و تکلیف تمام نمی شود مگر با مهدی، یعنی باید آن حضرت ظهور کند، آن وقت حالا در میان مورخین، نه در میان اهل حدیث، مثلاً ابن خلدون در مقدمه اش آمده می گوید که این احادیث که راجع به حضرت مهدی است این احادیث اکثرش از جهت سندی مناقشه دارد، در عین این که خودش در اول کلامش اعتراف می کند که تمام مسلمان ها در تمام قرون اتفاق داشته اند بر این که در آخر الزمان مردی از تبار پیامبر ظهور می کند و نامش مهدی هست و این، بعدش دجال و این ها ظهور می کند، و نزول حضرت عیسی،همه این ها را قبول دارد و بعد می گوید روایات مربوط به حضرت مهدی در کتب حدیثی ما فراوان آمده اما می گوید بله ولی این ها در سندش اشخاصی هستند که بعضی هایشان فراموشی داشته اند غفلت داشته اند چه داشته اند، این جوابش این است که اصلاً روایت متواتر که دیگر نیاز به بررسی سند ندارد، این که ابن خلدون می آید این حرف را می زند، خوب این معلوم می شود که ایشان در علم درایه  ضعف داشته است. مسئله سند برای آن جایی است که روایتی خبر واحد باشد، سندش را بررسی می کنیم، ولی روایت متواتر اصلا نیاز به بررسی سند ندارد.مستند این که ما راجع به حضرت این اعتقاد را داریم فقط چند تا خبر واحد ضعیف نیست بلکه یک امر مورد اتفاق همه مسلمین بوده است.


ادامه این مصاحبه را در اینجا بخونید 

نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :