تبلیغات
پرتال امام خمینی (س) - پاسخ به چند پرسش اساسی در مورد ادامه یافتن جنگ تحمیلی و پذیرش قطعنامه
پرتال امام خمینی (س)

پاسخ به چند پرسش اساسی در مورد ادامه یافتن جنگ تحمیلی و پذیرش قطعنامه

سه شنبه 27 تیر 1391

نویسنده: امام خمینی |


قطعنامه 598 هشتمین قطعنامه‌ای بود که شورای امنیت سازمان ملل از ابتدای تجاوز علنی رژیم بعثی عراق به جمهوری اسلامی ایران صادر کرده بود. همه قطعنامه‌های قبلی به علت جهت گیری ناعادلانه آنها از سوی ایران رد شده بود اما در ابتدای صدور قطعنامه 598 به علت نکات مثبتی که در این قطعنامه گنجانده شده بود از سوی جمهوری اسلامی اعلام شد که ایران جای بحث و مذاکره در این قطعنامه می‌بیند و آن را نه رد کرد و نه قبول؛ ولی سرانجام در تاریخ 27 تیر 1367 این قطعنامه مورد قبول جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت. در ادامه مطلب برآنیم تا به پرسش های متداولی پاسخ گوئیم که در مورد طولانی شدن جنگ تحمیلی و چگونگی پذیرش قطعنامه 598 مطرح بوده است:


 نظر امام خمینی(ره) در رابطه با جنگ، بعد از فتح خرمشهر چه بود؟


گرچه پس از فتح خرمشهر در رابطه با ادامه جنگ، نظر صریحی از طرف حضرت امام اعلام نشد، اما مرحوم حاج سید احمد آقا،  پس از رحلت حضرت امام در مصاحبه ای اعلام کرد که حضرت امام زمان پس از فتح خرمشهر را، زمان مناسبی برای صلح و ایستادن پشت مرزهای بین المللی به صورت آتش بس اعلام کرده بودند؛ و این بیانگر  مخالفت آن حضرت با ادامه جنگ، پس از فتح خرمشهر بوده است. (آیینه آفتاب، ص157 و 158) اما این نظر شخصی حضرت امام، مبنای عمل قرار نگرفت و در جمع بندی نظرات کارشناسان نظامی و سیاسی، نظر بر ادامه جنگ داده شد که مورد تایید حضرت امام واقع شد، یعنی حضرت امام در این امر اجتماعی، نظرات دلسوزان و کارشناسان نظام را بر نظر شخص خودشان مرجح قرار دادند.


 


چرا بعد از فتح خرمشهر جنگ ادامه یافت؟


اما بخش دوم سئوال که چرا جنگ چند سال دیگر نیز ادامه یافت، لازم به ذکر است که البته هیچ جنگی برای همیشه ادامه نمی یابد. چنانکه دفاع مقدس نیز از این قاعده مستثنی نبود. و البته برای پاسخگویی دقیق تر به این بخش از سئوال باید بخش اول را هم مورد ملاحظه قرار داد. چنانکه اگر شواهدی دلالت دهد که نظر امام خمینی(ره) این بود که پس از فتح خرمشهر جنگ به پایان برسد، آنگاه یک علت بر علل ادامه جنگ تا سال 67 افزوده می شود و آن اینکه نظرات فرماندهان جنگ نیز مزید بر علل موجبه تحمیل جنگ بوده است. چرا که آنها معتقد بودند که آنهمه کمک های مالی و تسلیحاتی که از سوی غرب و شرق سیاسی به صدام داده شده بود و نیز حمایت های مالی و سیاسی برخی کشورهای عربی از رژیم صدام، احتمال آنکه جنگ با یک پیروزی مانند خرمشهر به پایان برسد، وجود نخواهد داشت و اگر به فرض آتش بس پذیرفته شود، بلافاصله صدام به تجهیز دوباره قوا اقدام خواهد کرد و حملات خود را با نیروی بیشتری از سر می گیرد.


در مقابل، افراد مخالف نظر فوق می توانند استدلال کنند که صدام در خلا قدرتی که با پیروزی انقلاب و فروپاشی بخشی از ارتش به وجود آمد، توانست خود را با کمک های فراوان خارجی آماده حمله سازد. لذا وقتی در خرمشهر با آن فضاحت شکست خورد، دیگر فرصت و جرات زیادی برای حمله دوباره نداشت و اگر به فرض مجدداً حمله می کرد، آنگاه جمهوری اسلامی ایران که در آن زمان آمادگی دفاعی بیشتری نسبت به ابتدای جنگ داشت، به دفاع جانانه بر می خواست و نیز برای همه جهانیان اثبات می شد که صدام به واقع جنگ طلب است. به هر حال این موضوع هنوز به قدر کافی از سوی اهل سیاست مورد بحث واقع نشده و در آتیه دورتری باید نسبت به آن قضاوت نمود اما آنچه قابل توجه می باشد اینکه چون امام خمینی(ره) فرماندهی کل قوا را به عهده داشتند، بر حسب مسئولیت و اخلاق اسلامی و جوانمردی، تمام مسئولیت ادامه جنگ را شخصاً به عهده گرفتند و از منظر فرماندهی کل قوا به خود اجازه نمی دادند که روحیه نظامیان را با نپذیرفتن مسئولیت ادامه جنگ تضعیف کنند، هر چند نظرات کارشناسان نظامی یا سیاسی با ایشان همسو بوده یا نبوده باشد. بدیهی است که فقط با این سلک مردانگی و مسئولیت پذیری است که فرماندهان دفاعی می توانند همواره آماده مقابله با تهدیدات احتمالی متجاوزین به کشور باشند.


از سوی دیگر باید به این نکته نیز توجه داشت که وقتی ملتی به مسولین نظامی خود برای دفاع از کشور اعتماد می کند، حتی اگر اشتباهات استراتژیکی هم داشته باشند، نباید به خود حق دهد که آنها را محکوم کند. البته همچنان باید مراقب بود که محکوم نکردن با انتقاد نکردن یکی گرفته نشود. البته انتقاد برای شناسایی دقیق تر نقاط ضعف و قوت یک استراتژی دفاعی، مانند هر رشته ای تخصصی، دانش کافی در آن زمینه ضرورت دارد.


 


دلایل پذیرش قطعنامه 598 چه بود؟


برای پاسخگویی به این سئوال که به دلایل پذیرش قطعنامه 598 اشاره دارد، نکات زیادی مطرح است که از وجوه مختلف قابل اشاره می باشد و اگر بخواهیم آن را به طور خلاصه بیان داریم، شاید دلائل زیر وافی به مقصود باشد:


-      در طول دفاع مقدس برآیند تصویری که جهانیان از رفتار نیروهای دفاعی جمهوری اسلامی گرفتند، رفتاری بسیار انسانی بود و در واقع افکار عمومی ملت ها به حقانیت دفاع جمهوری اسلامی واقف شده بود و اکثریت ملت ها دریافته بودند که رژیم بعث متجاوز است. لذا افکار عمومی جهان اعضای شورای امنیت را ناگزیر کرد که در تنظیم محتوای قطعنامه  598 جانب جمهوری اسلامی ایران را بگیرد.


-      شورای امنیت که چنین قطعنامه ای را تنظیم کرد، این احتمال را نیز می داد که جمهوری اسلامی ایران مانند هفت قطعنامه قبلی آن را نپذیرد و در آن صورت می تواند افکار عمومی را متقاعد کند که جمهوری اسلامی ایران جنگ طلب است و حتی قطعنامه هایی که به طور آشکار به نفع خود می باشد را نیز نمی پذیرد و جز به جنگ نمی اندیشد.


-      دستگاه دپیلماسی کشور در هنگام تنظیم قطعنامه، تجربیات بیشتری نسبت به ابتدای انقلاب کسب کرده بود و توانایی آن را یافته بود که به طریق دپیلماسی افکار عمومی بسیاری از دولت ها را متوجه متجاوز کند و خطر تهدیدات دشمن را کاهش دهد.


-      در سالهای پایانی جنگ آمریکا سکوهای نفتی ایران را که دور از دسترس نیروهای عراقی بود، هدف قرار می داد و نیز کشتی های نفت کش امیرنشینان خلیج فارس را اسکورت می کرد تا به این وسیله حضور بیشتر خود را در خلیج فارس تثبیت کند. همچنین در 12 تیرماه 67 یک فروند هواپیمای مسافری ایران را با شلیک موشک از ناو وینسنس هدف قرار داد و به فرمانده ناو جایزه نیز داد تا نشان دهد که تا چه میزان علاقه مند به گسترش جنگ در خلیج فارس می باشد و با پذیرش قطعنامه این بهانه تا حدودی از دست آمریکا خارج می شد.


-      فرماندهان ایران برای انجام عملیاتی که به شکست کامل ارتش بعث بیانجامد، درخواست امکانات فراوانی داشتند که در شرایط تحریم و کمبود منابع ارزی تامین آنها محتمل نبود.


این عوامل در کنار وضعیت نامناسب اقتصادی، التهابات درونی سیاسی به تناسب اوضاع اقتصادی، شرایط نامطلوب نظامی در کنار فشارهای اقتصادی، سیاسی، نظامی، بین المللی و عواملی از این قبیل ایجاب می کرد که ایران قطعنامه 598 را بپذیرد و با حمله مجددی که عراق بعد از پذیرش قطعنامه به ایران کرد و نیز با عملیات فروغ جاودان توسط منافقین که پاسخ دندان شکن ایران به آن، به عملیات مرصاد مشهور شد، اگر کسی تردید داشت که رژیم صدام قصد صلح دارد، به واقع خوی تجاوزگری آن رژیم دیگر محتاج استدلال نبود و دفع تجاوز منافقین و نیروهای عراقی این معنا را نیز اثبات کرد که نیروی دفاعی ایران به رغم تحریم، در دفاع از کشور توانمند است و پذیرش قطعنامه از سر ضعف نیست.


اما اینکه چرا امام خمینی(ره) در پذیرش قطعنامه 598 فرمودند «جام زهر نوشیدم»؟ چند دلیل و علت قابل تصور است که یکی از علل آن را یکی از فرماندهان خارجی که در جنگ جهانی دوم شرکت فعال داشته، قریب به این مضمون بیان کرده است: «امام خمینی(ره) با گفتن چنین جمله ای بی آنکه خط بطلانی بر گذشته نیروهای رزمنده بکشد، راه جدیدی پیش پای ملت خود قرار داده است.» هرچند آن حضرت پذیرش قطعنامه را از زاویه دید انجام تکلیف الهی و کسب رضایت پروردگار می نگرد و این امر برای رضایت خداوند، امری بسیار پسندیده و فراتر از معمادلات معمول و رایج است.


 


 چرا امام خمینی قطعنامه 598 را دیر پذیرفت و جنگ را طولانی کرد؟


موضوع قطعنامه 598 و پذیرش آن توسط حضرت امام از موضوعات پیچیده است که نوشتن درباره آن چندان ساده نیست، چرا که طرفهای اصلی و جریانات تاثیر گذار بر جنگ ایران و عراق بسیار فراوانند و برخی از مسائلی که عمدتا به تحولات داخلی مربوط می شود، کماکان امکان طرح و تجزیه و تحلیل آن وجود ندارد. اما عمده مسائل که موجب طولانی شدن جنگ شد و دلایل فرماندهی کل قوا را به این شرح می توان ارزیابی نمود.


1-    با طرح قطعنامه 598 از طرف شورای امنیت سازمان ملل متحد حضرت امام خمینی اجازه فرمودند نمایندگان سیاسی جمهوری اسلامی ایران با طرفهای بین المللی و تهیه کنندگان قطعنامه در مورد محتوای آن به مذاکره بپردازند. هوشمندی امام مبنی بر مذاکره غیر علنی باعث شد محتوای قطعنامه در حد زیادی که منافع ایران پس از پایان جنگ را تامین کند به دنبال داشته باشد.


2-    عدم پذیرش قطعنامه توسط حضرت امام، اولا به خاطرعدم اعتماد به صدام حسین بود، چرا که صدام که قرار داد 1975 را در جلوی دوربین های رسانه های پاره نمود و جنگ را شروع کرده بود، می توانست دوباره عهد شکنی کند. باید تضمین لازم برای پای بندی صدام وجود می داشت. ثانیا همه دنیا پذیرفته بودند که صدام حسین جنگ را آغاز نموده است و از سلاح شیمیایی در جنگ بر علیه مردم خود و نیز علیه نیروهای رزمنده ایرانی استفاده نموده بود و زندگی در کنار چنین موجودی در صورتی که توسط همین جنگ مهار نمی شد، غیر ممکن بود و چنانچه پس از پایان جنگ دیدیم، آن چهره اهریمنی وقتی در جنگ با ایران به هدف خود که کشورگشایی بود نرسید، به کویت حمله کرد تا آن کشور را به عنوان بخشی از سرزمین عراق در آورد و دیدیم که چه سرنوشت شوم و نکبت باری را تجربه نمود.


3-    حضرت امام خمینی با قرائتی که از روحیه صدام حسین داشت، به گونه ای تصمیم گیری نمود که در پایان جنگ حتی یک وجب از سرزمین عزیزمان به چنگال بیگانه نیفتد و حتی ورود به خاک عراق در جریان جنگ با این هدف بود که هم راهی برای آزاد سازی سرزمین های باقی مانده در اشغال عراق باشد و هم زمانی که صلحی به وقوع پیوست، نه عراق و نه هیچ همسایه یا دشمن دیگری در فکر حمله به کشور عزیزمان ایران نباشد.


4-    نقش قدرتهای بین المللی در استمرار جنگ را نیز نمی توان نادیده گرفت، حمایتهای نظامی و تسلیحاتی از صدام حسین توسط قدرت های بزرگ و حمایتهای مالی برخی از کشورهای منطقه باعث شده بود که صدام علیرغم شکست های پی در پی از جانب رزمندگان دلاور کشورمان روش تجاوزکارانه خود را تغییر ندهد.

نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :